<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دیوانه جان...</title>
<link>https://divanejan.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 22 Aug 2015 16:35:36 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/17</link>
<description>سلام عشقم.. کجایی پس؟ الان نیم ساعته عین جغد زول زدم به پروفایلت.... میخوام تا خونه قدم بزنم چون دلم خیلی گرفته.... اون دسته داره قلبمو میچلونه میدونی چرا؟ چون امروز صداتو اونجوری با اون حال..... وای همه وجود من.... آخ که هر وقت فکر میکنم آروم تر شدم چیزی نمیگذره ک بیقرار تر میشم.... وای مهربونم.... دارم از خودم نا امید میشم چون تو میتونی منو از دور صدا کنی و من میشنوم اما من نمیتونم صدات کنم... :( الام هی دارم فریاد میزنم دیوانه جاااااااااااااااااان اما</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2015 16:35:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/16</link>
<description>سلام دیوانه ی جانه جانه جااااااااااااااانم... الهی من قربون اون لرزش صدات .... بمیرم من نشنوم انقدر پریشونی... گرچه دلم قنج میره که تو هم مثل خودم عاشقی.... فکر کنم اون دسته سراغ قلب تو هم اومده! آره؟؟ داره قلب تو روهم فشار میده؟؟ وای من فدای تمام مویرگ های قلب مهربونت.... جونم به طپش طپش قلبت بسته... وای خدایا این دیگه چه جورشه آخه؟؟؟ این دیگه چه مدل عاشقیه آخه؟ وای زندگی من.... امروز گفتی میای روز تولدم....</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2015 11:45:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/15</link>
<description>سلام دستهای دور از من... صبحت بخیر طپش قلبم... من که میدونم تو هنوز بیدار نشدی تنبل جونم :) میگم اینکه نوشتم &quot;همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم میرن...&quot; واسه این بود که من از بین 51 مخاطبم که واتس اپ دارن 50تاشونو کلا بلاک کردم :) فقط یکیشون مونده! دیوانه جانم... میخوام فقط منتظر پیام اون باشم! فقط برای دیدن اون بیام... اما دیشب.... واااااااااااااااااااااااااااااااااااای به به :) چه عکسی بووووووود....</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2015 04:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/14</link>
<description>سلام عزيزم... شبت بخير! نميدوني چقدر الان آرومم با اينکه فقط چند دقيقه صداتو شنيدم! ميخوام عميق بخوابم... عکس آخرتو فقط دل سير نديدم! :( عشقم باور کن اگه قبل از مهموني با تو حرف نميزدم اصلا بهم خوش نميگذشت! مدام ميخواستم گوشي رو چک کنم و ميدونم همخونه عصباني ميشد اما صداتو شنيدم قلبم گفت آخخخخخيييييييش! يکم راحت شدم :) لامصب داشت ميترکيد! ميدوني دوري از تو يه دست قويه که قلبمو توي مشتش گرفته که ثانيه به ثانيه فشار رو بيشتر ميکنه! گاهي اونقد فشارش زياده که</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2015 22:26:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/13</link>
<description>واي ديوانه جان.... نفس من اومد و من خواب بودم! ديشب اصن درست نخوابيدم صبح هم کلي پياده راه رفتم و استخر هم حسابي خستم کرد اومدم خونه و کمر همت بستم به زن شدن! وقتي کارم تموم شد رسما جنازه بودم! داشتم عکستو نگاه ميکردم که خوابم برد... ولي يه اتفاقي افتاد! يک آن توي خواب با فرياد صدام کردي! اسممو بلند داد زدي! بلننننند..... باورت نميشه درجا بيدار شدم ايستادم! گفتم جانم؟؟؟؟؟ يعني يک دفه از حالت خوابيده وايسادم سرپا!!!!!!! همخونه يه لحظه نگام کرد بعدش غش غش</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2015 15:48:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/12</link>
<description>سلام عزيز دلم روزت بخير جشماي مهربون دور... حالت خوبه؟ ديشب که باز بيدار بودي! خب منم بيدار بودم اما نت نداشتم :( ديشب قبل از اينکه همخونه بياد تو اتاق پتو رو کشيدم رو سرم که مثلا خوابم! چند باري صدام کرد جواب ندادم! حسش نبود! صبح هم قبل اينکه بيدار بشه بلند شدم و صبحونه براش گذاشتم و خودم زدم بيرون.... اومدم استخر, ميخواستم يه جايي غير از خيال تو غرق شم! اما نشد! ميدوني ديشب تا صبح سرم روي شونت بود...</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2015 08:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/11</link>
<description>تموم شد! موهامو زدم! آرایشگره دوستمه اول یکم غرغر کرد که باز چه مرگته! بعدم گیر داد اگه بذاری رنگشون کنم کوتاه میکنم! گفتم هر غلطی مییخوای بکنی بکن فقط زود تمومش کن حوصله ندارم! دو ساعت از اون مزخرفات نکبتی ریخته روی سرم اما رنگ موهام عوض نمیشه!!!!!!!!! باورت میشه؟! واسه یه مثقال مو !!!! ده بار بلند شدم بشورم اون آت آشغالا رو نذاشت! حسابی کلافم کرده بود! آخر دیگه عصبانی شدم تا ولم کرد! میگفت تو فکرت خرابه که موهات رنگ نمیشه میگفت معلومه میزون نیستی! خب اون</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2015 17:06:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/10</link>
<description>روز اول فکر میکردم بابا جدی نگیر...! دلت یهو لرزید ! صداش یه جوریه میدونم! اما قرار نیست هر کی دلتو لرزوند خودش باشه! روزای بعد که پا به پای خنده هام میخندیدی و پا به پای غصه هام ناراحت میشدی گفتم وه! عجب رفیقی! عجب دوست با مرامی دارم!!!!!! اون روزی که نوشتی &quot;خوب باشید&quot; یادته؟ اون روز فهمیدم با همه این آدمای اعصاب خورد کن دور و برم فرق داری! رفیق شده بودی! شوخی و خنده و کار.... رفیق شده بودی بغض و گریه...</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2015 12:29:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/9</link>
<description>خب! دیدی! با این حرفا دیوانه جانت عاقل نمیشه! فقط اشکشو درآوردی! فقط ناخن کشیدی روی زخمشو یه مشت نمک ریختی روش! مگه من دارم چیکار میکنم که هرزگی باشه!!!! دیوانه جانم من شیطان تو شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من دارم بهشت و حوری هاتو ازت میگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره؟؟؟؟؟؟؟؟ هه! من خود جهنمم! دیدی هیچ کسی جهنم نمیخواد! حتی تو! حتی دیوانه جانم جهنم رو نخواست.... چرا نذاشتی یه روز حالم خوب بمونه! چرا نذاشتی؟؟؟ دیشب عشق بازی کرده بودم با چشمات....</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2015 11:04:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>موهاش دریا بود... دنیامو زیبا کرد.. فهمید دیوونم... موهاشو کوتاه کرد!</title>
<link>https://divanejan.blogfa.com/post/8</link>
<description>عنوان این نوشته رو ببین عشقم! قبلا که مجبور بودم موهامو کوتاه کنم با خودم میخوندمش و از اینکه هیچ کسی توی دنیا این شعر رو برای من نمیخونه هیچ وقت! حالم بد میشد...! امروز صبح همخونه باز یه دسته مو از زمین جمع کرد و غرغرش شروع شد! گفت امروز آخرین روزیه با موی بلند میای خونه! بعدظهر میری کوتاهش میکنیا! زندگی شده مو!!! امروز سرچینی دارم! هه....! :) میخوام یه عکس بگیرم برای خود خودت! اگه خواستی ببینی که چقدر زشت شدم بگو برات میفرستمش! دلم میخواد ببینیم...</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2015 07:16:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>divanejan</dc:creator>
<guid>divanejan.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
</channel>
</rss>
