روز اول فکر میکردم
بابا جدی نگیر...! دلت یهو لرزید ! صداش یه جوریه میدونم! اما قرار نیست هر کی دلتو لرزوند خودش باشه!
روزای بعد که پا به پای خنده هام میخندیدی و پا به پای غصه هام ناراحت میشدی گفتم وه! عجب رفیقی!
عجب دوست با مرامی دارم!!!!!! اون روزی که نوشتی "خوب باشید" یادته؟
اون روز فهمیدم با همه این آدمای اعصاب خورد کن دور و برم فرق داری!
رفیق شده بودی! شوخی و خنده و کار....
رفیق شده بودی بغض و گریه...
رفیق شده بودی حس امنیت...
رفیق شده بودی و...عـــــــشق....!
به اینجا که رسیدم! یهو دیدم هی دل غافل!!!
عجیب باختم!
دل و....
روح و....
همه بودنمو.....!
باختم!
خب آدمی که باخته باید چیکار کنه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
اصن میتونه کاری بکنه؟؟؟؟
اونی که باخته دیگه خر میشه! هی خر تر! خــــــــــــــــر تتتتتتتتتتتتتر
که بابا بیا بقیشم ببر!
آخه رسمش اینه وقتی چیزی افتاد توی دام میان بالاخره با خودشون میبرنش!
چشمات دامم شد و مژه هات دونه دونه رفته توی دلم!
اصن خیلی عجیبه یه زن داره اینجوری عاجز میشه نه!
اصن رسم لیلی ها نبوده هوار بکشن عاشقن!
اصن لیلی ها باید همیشه بشینن یه گوشه و دندون صبر فشار بدن روی جیگر عشق!
که خونش بره روی لباشون و سرخی لباشون بیشتر مجنون رو دیوونه کنه!
من اما پشت پا زدم به هر چی لیلی بودنه!
من یه تنه میخوام مجنون باشم! فرهاد باشم...
اصن میخوام مردونه عاشق باشم!
میخوام بذارمت جلومو دونه دونه بند انگشتاتو سجده کنم!
میخوام بذارمت جلومو دونه دونه مژه هاتو ببوسم!
میخوام دلم دربه در یه ذره محبتت بشه! فقط یه درصــــــــــــــد!!!!
خب؟؟ حرفت چیه؟ میخوای چیکارم کنی؟
میخوای با بد نشون دادنت چیکارم کنی؟؟؟
بابا تو الان خود ابلیس هم بشی دیوانه جان منی....!
عشقم دلم برای خودمه! من هیچیم برای خودم نیست! حتی موهام... ناخنم هام... اینا هم دست یکی دیگس! اما دلم برای خودمه! اختیارشو دارم!
اون دنیا خود خدا هم بخواد بپرسه صاف توی چشاش زول میزنم که بابا دلللللللللللمه! حقممممممممممه ! مگه ندادیش به من؟؟؟ مگه واسه من نیس؟؟؟؟؟/
خواستم بدمش به یه دیوانه جان؟ خب؟؟ دیگه؟؟؟
تنهام عشق...
خیلی تنها...
همه رفتن و دفتر سکوته...
نشستم و دارم با یاد تو حال میکنم....
دارم کیف میکنم که دیدم عشق هست... که دیدم عشق وجود داره.... وای نفسم... وای....
میدونی الان بلند شدم و رفتم چند بار سرمو محکم کوبیدم به دیوار :)
هه! :) انقده خوبه! انگار اشکات توی سرت تکون میخورن!
اصن کله ی من خالی شده کلا توش اشکه!
دارم یواش یواش خالیش میکنم....
روزی که خالی شه راحت شدم... راحته راحت... از اون راحتی های ابدی....
کاش یه روز مغزم خالی شه....
امشب پنجشنبس....
لعنت به همه ی فرحزاد های بدون تو
تف به تمام درکه های لعنتی
لعنت که پیچ و خم های درکه ی بی صاحب که هیچ وقت با تو طی نمیشه....
اما به اینجا که میرسم با خودم میگم...
و خدا... رویاهایت را آفرید! باشد که کامروا شوم.... :)
میبوسمت رویای دور محالم.........
میبوسمت آرزوی قشنگم ....