سلام عشقم..

کجایی پس؟

الان نیم ساعته عین جغد زول زدم به پروفایلت....

میخوام تا خونه قدم بزنم چون دلم خیلی گرفته....

اون دسته داره قلبمو میچلونه

میدونی چرا؟ چون امروز صداتو اونجوری با اون حال.....

وای همه وجود من....

آخ که هر وقت فکر میکنم آروم تر شدم چیزی نمیگذره ک بیقرار تر میشم....

وای مهربونم....

دارم از خودم نا امید میشم چون تو میتونی منو از دور صدا کنی و من میشنوم اما من نمیتونم صدات کنم... :(

الام هی دارم فریاد میزنم دیوانه جاااااااااااااااااان اما صدام از گلوم درنمیاااااااااااد............

وای دیوانه جاننننننننننننننننننم.............................

سلام دیوانه ی جانه جانه جااااااااااااااانم...

الهی من قربون اون لرزش صدات ....

بمیرم من نشنوم انقدر پریشونی...

گرچه دلم قنج میره که تو هم مثل خودم عاشقی....

فکر کنم اون دسته سراغ قلب تو هم اومده! آره؟؟

داره قلب تو روهم فشار میده؟؟

وای من فدای تمام مویرگ های قلب مهربونت....

جونم به طپش طپش قلبت بسته...

وای خدایا این دیگه چه جورشه آخه؟؟؟

این دیگه چه مدل عاشقیه آخه؟

وای زندگی من....

امروز گفتی میای روز تولدم....

خیلی دیره....

اگه تا اون موقع آروم شده باشی چی؟ یعنی اون موقع هم مثل الان صدات میلرزه؟

یعنی اون موقع هم دلت میخواد لپامو بکشی ؟ دلت میخواد اصلا بیای؟

من خودمو میشناسم....

آروم نمیشم..

هر روز دارم دیونه تر میشم...

هر روز دیوونگی های تازه توی خودم میبینم...

هر روز هر روز....

دیوانه جان کاش...

شــــــــــــــــهریور... مهر....آبان...آذر...دی...بــــــــــــــــــــهمن.........

اوووووووووف خیلیه!!!!!!!!!

خیلیه.....

سلام  دستهای دور از من...

صبحت بخیر طپش قلبم...

من که میدونم تو هنوز بیدار نشدی تنبل جونم :)

میگم اینکه نوشتم  "همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم میرن..." واسه این بود که من از بین 51 مخاطبم که واتس اپ دارن 50تاشونو کلا بلاک کردم :) فقط یکیشون مونده! دیوانه جانم... میخوام فقط منتظر پیام اون باشم! فقط برای دیدن اون بیام...

اما دیشب.... واااااااااااااااااااااااااااااااااااای به به :) چه عکسی بووووووود....

من خواب بودم یعنی تا سرمو گذاشتم روی بالش خوابم برد!

فکر کنم نیم ساعت نشده بود صدات اومد... دیوانه جانم...

چشمامو باز کردم و گوشی رو دیدم... آخ .... عکست و آنلاین بودنت :)

بابا لامصب نکن این کارا رو با من.... منو توی چه رویایی برد... نگم بهتره خودم بیشتر هوایی میشیم :)

حالا همه اینا به کنار... اون دوستت دارم که نوشتی.... وای انقد حالم خوبه که اصلا نمیتونم حرف بزنم حتی! نمیتونم بنویسم حتی....فقط دلم میخواست الان اینجا بودی و دوتا دستاتو میگرفتم  اونقدر باهات میچرخیدم و بلنننند میخندیدم که عوض تمام گریه های تلخ دربیاد....

وای تو نمیدونی فقط صدات چقدر زنده میکنه منو.... اون دنیا خدا باید برای بیدار کردم جای اسرافیل، باید عشقمو بفرسته بالا سرم.... با نفسش زنده میشم ....

همونطور که دیروز با صدات توی خواب در جا ایستادم :) خودم یادم میاد حالم خوب میشه...

آخ...

این روزا مدام دارم به روز دیدنت فکر میکنم... توی رویاهام هزار بار یه روز رو دوره میکنم!

کاش اون روز دور نباشه....

کاش بیاد اون روز...

کاش بشه اون روز....

همه وجود من

عزیز دلم

مهربونم

دیوانه جانم

عشقم...

چی بگم که حرف دلم بشه!

اینا فقط واژه ان! جواب نمیده احساسمو...

آخ...

سلام عزيزم...
شبت بخير!
نميدوني چقدر الان آرومم با اينکه فقط چند دقيقه صداتو شنيدم!
ميخوام عميق بخوابم...
عکس آخرتو فقط دل سير نديدم! :(
عشقم باور کن اگه قبل از مهموني با تو حرف نميزدم اصلا بهم خوش نميگذشت!
مدام ميخواستم گوشي رو چک کنم و ميدونم همخونه عصباني ميشد
اما صداتو شنيدم قلبم گفت آخخخخخيييييييش! يکم راحت شدم :)
لامصب داشت ميترکيد!
ميدوني دوري از تو يه دست قويه که قلبمو توي مشتش گرفته
که ثانيه به ثانيه فشار رو بيشتر ميکنه!
گاهي اونقد فشارش زياده که خون به مغزم نميرسه!
ديوونه ميشم و مثل رواني هاخودمو به در و ديوار ميزنم از دردش!
باور کن دردشو قشنگ حس ميکنم!
اما صدات که مياد!
واي صدات که مياد....
اون موقع که دارم نفس نفس ميزنم صدات داره اون مشت دور قلبمو باز ميکنه!
بعدش آروم ميشم....
اما تا ميگم خدافظ بازم اون دست لعنتي برميگرده!
ميدوني دارم به اين فکر ميکنم که من مگه چي ميخوام؟!
مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نيست......!
من فقط دارم با عاشقي کيف ميکنم!
با چند تاجمله ي ساده 
با اسمم که لحن صداي تو رو گرفته!
به خدا توقع زيادي نيست!
به خداي به هيچ جاي اين دنياي بي در و پيکر بر نميخوره!
مرگ خودم وقتي ميدونم هستي درد هاي دور و برم تحملش آسون تره...
به توکه فکر ميکنم انگار همه وجودم بي حس ميشه! سبکه سبک ميشم....
ديگه درد حاليم نيست...
ولي نبودنت... آخ از تصور نبودنت!
بيچارم ميکنه! 
ميشم يه ديوانه ي در به در که دلش فقط به يه عکس پروفايل و يه آخرين بازديد خوشه!!!!
نميدونم... فعلا که دارم با زنگ صدات توي گوشم عشق بازي ميکنم...
شب بخير عزيز دلم...
برم واسه صدمين بار نوشته ي آخرت رو بخونم....
ميبوسمت از دور...

واي ديوانه جان....
نفس من اومد و من خواب بودم!
ديشب اصن درست نخوابيدم
صبح هم کلي پياده راه رفتم و استخر هم حسابي خستم کرد
اومدم خونه و کمر همت بستم به زن شدن!
وقتي کارم تموم شد رسما جنازه بودم!
داشتم عکستو نگاه ميکردم که خوابم برد...
ولي يه اتفاقي افتاد! يک آن توي خواب با فرياد صدام کردي!
اسممو بلند داد زدي! بلننننند.....
باورت نميشه درجا بيدار شدم ايستادم! گفتم جانم؟؟؟؟؟ يعني يک دفه از حالت خوابيده وايسادم سرپا!!!!!!!
همخونه يه لحظه نگام کرد بعدش غش غش خنديد! :| گفت ديوونه شدي!
من شرمنده ي چشماتم که ميخواست منو ببينه و من نبودم!
من شرمنده دستاتم که واسه من نوشت و من نبودم جواب بدم!
من خواب به خواب برم که اومدي ونبودم...
لعنت به من....
واي ديوانه جانم.....

سلام عزيز دلم
روزت بخير جشماي مهربون دور...
حالت خوبه؟
ديشب که باز بيدار بودي! خب منم بيدار بودم اما نت نداشتم :(
ديشب قبل از اينکه همخونه بياد تو اتاق پتو رو کشيدم رو سرم که مثلا خوابم! چند باري صدام کرد 

جواب ندادم! حسش نبود!
صبح هم قبل اينکه بيدار بشه بلند شدم و صبحونه براش گذاشتم و خودم زدم بيرون....
اومدم استخر, ميخواستم يه جايي غير از خيال تو غرق شم! اما نشد!
ميدوني ديشب تا صبح سرم روي شونت بود... روي نيمکت يه پارک نشسته بوديم... 

دستمو کرفته بودي و اشکاي من سر ميخورد روي شونت... همين! تا صبح فقط همين! توي خواب 

هم صداتو دريغ کردي بي معرفت!
ميدوني ديوانه جانت قبلنا خيلي دختر شيطوني بود, هر جا ميرفت دوست پيدا ميکرد :) با اين 

دختره نجات غريق اينجا دوست شده بودم قبلا, امروز اصن حواسم نبود همينجوري بي توجه از کنارش رد شدم! 

ميرفتم توي عمق چهار متري و کف استخر ميشستم! اونقدر ميموندم اون پايين که از شدت بي هوايي 

قلبم تير ميکشيد :) يه دفه اون دختره اومد سمتم! گفت سلام! چيکار ميکني دختر! لبات کبود شده! چته؟ 

نتونستم بهش بگم ميخوام بميرم! نميشد که! اون موقع ديگه نميذاشت برم اون پايين و توي سکوت 

به تو فکر کنم...!
راستي تا حالا زير چهار متر آب گريه کردي؟! :) خيلي حال ميده ها! حس ميکني تمام اين آبها از چشم 

تو بيرون اومده! 
اون پايين مردن بهت نزديکه! امروز فهميدم مردن خيلي هم درد نداره! از درد قلبم وقتي صداتو ميشنوم کمتره! 

آخ نميدوني چطوري تير ميکشه! واي انققققد خوبه! روحمو ارضا ميکنه! اون تير کشيدن قلب! اون نفس هاي 

دوتا يکي! محشر ترين حال دنياس!
محشر....
برم با پروفايلت حرف بزنم!
راستي امشب که اومدي به خوابم يکم حرف بزنم دلم واسه صدات داره جون ميده.....

تموم شد!

موهامو زدم! آرایشگره دوستمه اول یکم غرغر کرد که باز چه مرگته!

بعدم گیر داد اگه بذاری رنگشون کنم کوتاه میکنم!

گفتم هر غلطی مییخوای بکنی بکن فقط زود تمومش کن حوصله ندارم! دو ساعت از اون مزخرفات نکبتی ریخته روی سرم اما رنگ موهام عوض نمیشه!!!!!!!!! باورت میشه؟! 

واسه یه مثقال مو !!!! ده بار بلند شدم بشورم اون آت آشغالا رو نذاشت!

حسابی کلافم کرده بود! آخر دیگه عصبانی شدم تا ولم کرد!  میگفت تو فکرت خرابه که موهات رنگ نمیشه میگفت معلومه میزون نیستی! 

خب اون که تو رو توی دلش نداره که بدون تو توی دل باشی آدم چه حالیه!!!!!!

با تو باید دیووونه بود اصن با تو آدم ناگریزه از دیوونگی با تو آدم همه قانونا رو میپوکونه من طی العرض کردم و تا لمس دستات اومدم رنگ نگرفتن موهام که چیزی نیست!!!!!

یه عکس گرفتم از موهای ورچیده! اگه اومدی نشونت میدم! تا تو بیای کسی نمیبینه!

راستی! لعنت به پنجشنبه ها که از سه و ربع دیگه آن نشدی!

 

 

روز اول فکر میکردم

بابا جدی نگیر...! دلت یهو لرزید ! صداش یه جوریه میدونم! اما قرار نیست هر کی دلتو لرزوند خودش باشه!

روزای بعد که پا به پای خنده هام میخندیدی و پا به پای غصه هام ناراحت میشدی گفتم وه! عجب رفیقی!

عجب دوست با مرامی دارم!!!!!! اون روزی که نوشتی "خوب باشید" یادته؟

اون روز فهمیدم با همه این آدمای اعصاب خورد کن دور و برم فرق داری!

رفیق شده بودی! شوخی و خنده و کار....

رفیق شده بودی بغض و گریه...

رفیق شده بودی حس امنیت...

رفیق شده بودی و...عـــــــشق....!

به اینجا که رسیدم! یهو دیدم هی دل غافل!!!

عجیب باختم!

دل و....

روح و....

همه بودنمو.....!

باختم!

خب آدمی که باخته باید چیکار کنه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

اصن میتونه کاری بکنه؟؟؟؟

اونی که باخته دیگه خر میشه! هی خر تر! خــــــــــــــــر تتتتتتتتتتتتتر

که بابا بیا بقیشم ببر!

آخه رسمش اینه وقتی چیزی افتاد توی دام میان بالاخره با خودشون میبرنش!

چشمات دامم شد و مژه هات دونه دونه رفته توی دلم!

اصن خیلی عجیبه یه زن داره اینجوری عاجز میشه نه!

اصن رسم لیلی ها نبوده هوار بکشن عاشقن!

اصن لیلی ها باید همیشه بشینن یه گوشه و دندون صبر فشار بدن روی جیگر عشق!

که خونش بره روی لباشون و سرخی لباشون بیشتر مجنون رو دیوونه کنه!

من اما پشت پا زدم به هر چی لیلی بودنه!

من یه تنه میخوام مجنون باشم! فرهاد باشم...

اصن میخوام مردونه عاشق باشم!

میخوام بذارمت جلومو دونه دونه بند انگشتاتو سجده کنم!

میخوام بذارمت جلومو دونه دونه مژه هاتو ببوسم!

میخوام دلم دربه در یه ذره محبتت بشه! فقط یه درصــــــــــــــد!!!!

خب؟؟ حرفت چیه؟ میخوای چیکارم کنی؟

میخوای با بد نشون دادنت چیکارم کنی؟؟؟

بابا تو الان خود ابلیس هم بشی دیوانه جان منی....!

عشقم دلم برای خودمه! من هیچیم برای خودم نیست! حتی موهام... ناخنم هام... اینا هم دست یکی دیگس! اما دلم برای خودمه! اختیارشو دارم!

اون دنیا خود خدا هم بخواد بپرسه صاف توی چشاش زول میزنم که بابا دلللللللللللمه! حقممممممممممه ! مگه ندادیش به من؟؟؟ مگه واسه من نیس؟؟؟؟؟/

خواستم بدمش به یه دیوانه جان؟ خب؟؟ دیگه؟؟؟

تنهام عشق...

خیلی تنها...

همه رفتن و  دفتر سکوته...

نشستم و دارم با یاد تو حال میکنم....

دارم کیف میکنم که دیدم عشق هست... که دیدم عشق وجود داره.... وای نفسم... وای....

میدونی الان بلند شدم و رفتم چند بار سرمو محکم کوبیدم به دیوار :)

هه! :) انقده خوبه! انگار اشکات توی سرت تکون میخورن!

اصن کله ی من خالی شده کلا توش اشکه!

دارم یواش یواش خالیش میکنم....

روزی که خالی شه راحت شدم... راحته راحت... از  اون راحتی های ابدی....

کاش یه روز مغزم خالی شه....

امشب پنجشنبس....

لعنت به همه ی فرحزاد های بدون تو

تف به تمام درکه های لعنتی

لعنت که پیچ و خم های درکه ی بی صاحب که هیچ وقت با تو طی نمیشه....

اما به اینجا که میرسم با خودم میگم...

و خدا... رویاهایت را آفرید! باشد که کامروا شوم.... :)

میبوسمت رویای دور محالم.........

میبوسمت آرزوی قشنگم ....

 

خب!

دیدی! با این حرفا دیوانه جانت عاقل نمیشه!

فقط اشکشو درآوردی! فقط ناخن کشیدی روی زخمشو یه مشت نمک ریختی روش!

مگه من دارم چیکار میکنم که هرزگی باشه!!!! دیوانه جانم من شیطان تو شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من دارم بهشت و حوری هاتو ازت میگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره؟؟؟؟؟؟؟؟

هه! من خود جهنمم!

دیدی هیچ کسی جهنم نمیخواد! حتی تو! حتی دیوانه جانم جهنم رو نخواست....

چرا نذاشتی یه روز حالم خوب بمونه!

چرا نذاشتی؟؟؟

دیشب عشق بازی کرده بودم با چشمات.... دیشب بغل کرده بودم صداتو... دیشب....

چی میگی خدا؟؟؟ چیکار داری؟ باشه بابا بیا ور دار منو ببر بسوزون! دلت خنک شد؟؟؟؟؟

جهنمت فقط منو کم داره؟؟؟؟؟؟ بیا ببر دیگه

نگه داشتی که چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هاااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــٌف به جهان تا ابد غم بودن.............

ای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ بر این ساعت بی هم بودن.................................................................................................

موهاش دریا بود... دنیامو زیبا کرد.. فهمید دیوونم... موهاشو کوتاه کرد!

عنوان این نوشته رو ببین عشقم!

قبلا که مجبور بودم موهامو کوتاه کنم با خودم میخوندمش و از اینکه هیچ کسی توی دنیا این شعر رو برای من نمیخونه هیچ وقت! حالم بد میشد...!

امروز صبح همخونه باز یه دسته مو از زمین جمع کرد و غرغرش شروع شد!

گفت امروز آخرین روزیه با موی بلند میای خونه! بعدظهر میری کوتاهش میکنیا! زندگی شده مو!!!

امروز سرچینی دارم! هه....! :)

میخوام یه عکس بگیرم برای خود خودت! اگه خواستی ببینی که چقدر زشت شدم بگو برات میفرستمش!

دلم میخواد ببینیم... :(

بعدشم اگه تونستی آهنگ دریا از رستاک رو گوش بده....

از بس شکستم داد... شکل شکستن بود... آغوش اون تنها... سرمایه ی من بود.. اومد ولی ای کاش.. ساکشو وا میکرد... از وقتی که اوممممد درگیر رفتن بود.........

از وقتی که اومد.... درگیر رفتن بود.............. درگیر رفتن بود.....